hi

عشق ایدل من پارت ⁴⁵
داداشم گذاشت دنبال کوک کوکم در رفت به سمت اتاق خواب دوییدم سمتشون داداشم و کوک رفتن تو اتاق و در رو قفل کردن زدم به در🦊یونگ شیک یونگ شیک( داداش می هو)در رو وا کن ولش کن. ( 🦄زن داداش می هو)🦄می هو اینجا چه خبره اون پسره کیه 🦊دوست پسرمه.. به داداش گفته بودم. صدای کتک کاری میومد 🦄چرا داشتید همو خشک میکردید🦊چون زیر بارون خیس شدیم... یونگ شیک این در فاکی رو وا کنننن.دیدم وا نمیکنه نگران کوک نبودم چون اگه کوک یه ضربه میزد داداشم چلاق میشد... باید یه فکری کنم.... عاااا کلید یدک رفتم کشو هارو گشتم اخر جلوی کتابخونه ام پیداش کردم در رو وا کردم یه دیدم کوک داداشم ور کوبوند به کمد و یقشو گرفت و گفت:ببین یونگ شیک... من نه با می هو کاری کردم.... نه اون چیزایی که تو فکر میکنی... ما فقط زیر بارون خیس شده بودیم. یونگ شیک اومد بزنه تو صورتش که دستش رو گرفتم 🦊یونگ شیک تمومش کن.. دستشو انداخت پایین گوش یونگ شیک و دست کوک ور گرفتم و پرتشون کردم رو مبل ها قیافشون رو نگا کردم صورت داداشم قرمز شده بود یه خاطر جای چک و زیر چشماش ورم داشت کنار لبش هم زخم شده بود کوک ور نگا کزمد رو گونه اش زخم بود و لبش هم کبود بود پیشونیش هم رد مشت داشت🦊نگا هم رو چی کا کردید 🦉تقصیر اون بود 🐰من گناهم چیه 🦄یونگ شیک تقصیر توعه نذاشتی توضیح بدن🦉عزیزم! 🦊بیا مرد سی ساله با یه بچه چی کا میکنه...اوفف.رفتم سمت کابینت و جعبه ی کمک های اولیه رو برداشتم و بعدم رفتم سمت یخچال و کمپرس یخ درست کردم و پرت کردم سمت زن داداشم وگفتم :بذار زیر چشمش بادمجون نشه . رفتم بالا سر کوکو کمپرس رو گذاشتم و پیشونیش 🦄نگا اخه مرض دارید.. ایش 🦊اون که طبیعه داشته باشن.. کوک کمپرس رو نگه دار.. دستش روگذاشت روشو منم پماد زدم رو گوش پاک کن و روی زخم گونه اش زدم چسب زخمم زدم روش زن داداشم داشت داداشم رو جمع میکرد. 🦉هعی پسر🐰چیه 🦉درست صحبت کن🐰خیلیم دلت بخواد 🦉میگیرم دوباره میزنمتااا🦊فعلا خودت رو چلاق کردی نمیخواد گنده بازی در بیاری ببند دهنت ور بهش پماد زنم کوک🐰شی... ای بابا. کارامون تموم شد و جعبه ور گذاشتم سر جاش نشستم کنارشون و گفتم :دیدار اولتون خشونت امیز بود حالا پاشید دوست شید. کوک دستش رو اورد جلو تا اشتی کنه داداشمم با چشم غره اورد. 🦊خب.. دخترتون کو دلم براش به زره شدهه🦉پیش مامانه. مامان حتی اسمش من و یاد قرص های اعصاب و افسردگی میندازه... بعضی تو گلوم میاد که نمیتونم نگهش دارم لبم رو گاز گرفتم و گفتم:خب می اوردیش... ولش کن... شام خوردید؟ 🦄اره.. لیا کو؟ 🦊مگه نمیدونید امشب قرار دوست پسرشو مامان و خودشه🦉کی میاد لیا رو بگیره🦊همون بنده ی خدا 🦄کی هست🐰فیلیکس🦉همون که.. 🦊بلع 🦉شانسم دارید شما دوتا
دیدگاه ها (۳)

hi

hi

hi

hi

My nurse

:::پارت هشتم:::سمت دانشگاه رفتم.اسکیپ به ساعت سهبا ماشین برگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط